خونه تکونی...........
نفسم،عشقم ،عمرم ،همه کسم........................
بادومه مامانی چطوری؟
امروز خیلی خسته شدم البته منو بابا هادی جفتمون خسته شدیم
ظهر که رفتیم جواب اون آزمایشی که واست گذاشتم و به دکتر بابا محمدی
نشون دادیم گفت همه چیز عالیه خداروشکر
بعدشم اومدیم خونه شروع به خونه تکونی
کردیم بابا هادیم خیلی کمکم کرد
آخه میدونی چیه هادی جون عاشق آشپزیه
واسه همین خیلی وقتا غذا میپزه
بین خودمون باشه البته خودشم میدونه پشت گاز کلی کثیف بود ![]()
خداییش کلی کمکم کرد ممنونشم خیلی ماهه اونم همه ی دنیای منه ![]()
فردا هم قراره مامانی حشمت بیاد کمکمون تو خونه تکونی هورااااااااااااااااااااااا![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خونه تکونی...........
